سورپرایزعموامیر
سلام پسردوست داشتنی مامان.بازم میخوام ازروزهای شیرین بچگیت
برات تعریف کنم.ازروزهای پاک ,ازدنیای کودکانه بی تکرار.حنان گلم
ازوقتی دنیااومدی عموامیرهمیشه محبت خاصی بهت داشته.یادت
باشه هیچ وقت فراموش نکنی وحداقل کاری که میتونی بکنی اینه که
با محمدطاهامثل داداش باشی ودرکنارهم باشید.عموامیربهت گفته بود
که برات یه سورپرایزداره.وشماوقتی اینوبرام تعریف کردی گفتی آخی
راحت شدم.مردم ازبس توی دلم نگه داشتم.فدای اون دل کوچولوت بشم
که هیچی توش نمیمونه.خلاصه عزیزدلم عموامیرجونت میخواست سیستم
روبرات ارتقاءبده.آخه عمو مهندس رایانه ست توی اداره.ماهم هرچی مشکل
داریم براش مزاحم میشیم وبنده خداتلفنی یا کنترول ازراه دوربرامون درست
میکنه دستش دردنکنه.شماانقدخوشحال بودی که نگو.آخه همیشه
میخواستی یه سری بازی نصب کنی نمیشد.ازخدامیخوام همه چیزبرات
فراهم باشه تا همیشه این طورشاد باشی.اینم ازسورپرایزعموامیرکه
فوق العاده بود.ممنون عموامیر جون.



سورپرایزعموامیر 
